این روزها به هر دری فکر می کنم بسته می شوم

شاعریک وضعیت متناقض است. او هم باید تنها باشد هم نباشد. برای خلق کردن نیاز به یک دستمایه دارد وعالی ترین آنها عشق است. اما عشقی که به قول یونگ درنزدیک ترین فاصله اش سایه است. سایه هیچ گاه خودِ فرد نیست. او در دقیق ترین حالتش شبیه است . شاعرنیازدارد که تنها شود که خودرابیابد. اما عشق عکس آن رامی خواهد. وشاعر همیشه در کشاکش این دو نیرو است. این نیروها محرکه هستند واگرخوب درک شوند پتانسیل خلاقیت را آزاد می کنند. شاعرنمی تواند آرام باشد. اومدام در حال عصیان است و اول از همه عصیان علیه خود. عشق به او کمک می کند که دست به این کار بزند. شاید عشق نوعی جنون ِشیرین انسانی باشد.

اما شاعرهمیشه تنهاست وشاید بهتر این است که بگوییم که او عاشقی همیشه تنهاست. او پارادوکسی از یک وضعیت پیچیده است. برای شاعر بقیه ی مسائل در مرتبه ی دوم به بعد هستند وباز به قول یونگ این را تنها شاعران درمیابند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1392ساعت 2:37 بعد از ظهر  توسط مسعود ضرغامیان | 

رفتار عجیبی دارند چاقوها

درشلوغی ها

بی سروصدا کار می کنند

بیرون می آیند

پنهان می شوند

ودرمواقع ضروری دست خودرا هم می برند

به راحتی

خودرابه هر چیزی می زنند

وبا دسته های متفاوت

با همه به یک زبان حرف می زنند

+ نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1391ساعت 8:23 بعد از ظهر  توسط مسعود ضرغامیان | 

زندگی آدمیان هنگامی به پایان می رسد که دربرابرمسائل مهم سکوت کنند . مارتین لوترکینگ

درجامعه ای که مرجعیت فکری به خود ِفرد یا به افراد وابسته محدودی محصور می شود،تکثرحکمها باعث سردرگمی حقانیت خواهد شد. ازسوی دیگروجودرفتارهای ضدونقیض دراجزائ خرد وکلان جامعه ، نیازبه شفاف سازی رابیش از پیش تایید می کند . اما شفاف سازی موقعه ای معنادار خواهد بود که صداقت اساس آن را شکل دهد زیرادر غیر اینصورت خودشفاف سازیبه جای ضد ضربه بودن به ضربه ای مهلک بدل خواهد شد. وقتی شمادرصداقت رفتاردیگران شک می کنید ،این دروجود شما باعث ترس می شود وچه بسیاراست اینگونه ترسها که در جامعه روز به روزبزرگتر وعمیقتر می شوند.زیرا همه چیز در هاله ای از ابهام قرار می گیرد واین ابهام باعث می شود که شما درجزئی ترین بخشهای زندگی دچاراضطرابی مدنی شوید .

حال درچنین جامعه ای حال وروزادبیات نمی تواند چیزی جدای این باشد .ما درادبیات به شدت نیاز به شفاف سازی داریم .

سکوت هاچیزی رادرمان نخواهند کرد. هرچند این مسئله محصول جامعه است وگریزازآن سخت می نماید اما دست روی دست گذاشتن تنهافرصت راازکف می رهاند وآنچه راکه باید درزمان خودش اتفاق بیفتد به تاخیر می اندازد. سکوت دربرابراثر خوب خیانت است همانگونه که تعریف دربرابراثربد .اگرهرکس به خود شعر بیاندیشد وموضع خودرا شفاف بیان کند ،حد ومرزها بهترمشخص خواهند شد که شعرمحصول عرق ریزان وکشف وشهود فردی ست نه مانیفست ها و باند بازیها .

شفاف سازی آگاهی می خواهد ومنظورمن ازآگاهی نوعی بینش تحلیل گرانه است . حال اگردراین بین هرکس خودرا شفاف بیان کند درواقع آگاهی خودرا درکفه ترازو قرار داده است .پس برای حصول این امر نیازی به توهین ، دعوا و جو سازی علیه یکدیگر نیست که پر واضح است بروزچنین رفتارهایی تنها نشانه ی یک چیز است ، ضعف ولا غیر

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم تیر 1391ساعت 7:9 بعد از ظهر  توسط مسعود ضرغامیان | 

 * شعر مرا در یانوس بخوانید :http://yanoos.net/blogs/view/post/?postid=1286&blog=sher

* نقد جناب محمد شریفی بر روی مجموعه شعر " به سه دلیل " در وب ایشان :

http://mohammad-sharifi.blogfa.com/


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان 1390ساعت 0:39 قبل از ظهر  توسط مسعود ضرغامیان | 
۱-

نه

با این جمجمه کنار نمی آیم

من به تصرف کلمات وصداها در آمده ام

 

 

۲- نقد مرا بر روی کتاب " حفره ها "سروده گروس عبدالملکیان  در سایت یانوس بخوانید.

http://yanoos.net/blogs/view/post/?postid=1264&blog=naghd

۳- بازخوانی شعر: دریا / برگرفته از کتاب به سه دلیل / مسعود ضرغامیان به قلم افسانه نجومی

http://yanoos.net/blogs/view/post/?postid=1266&blog=naghd

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم مهر 1390ساعت 6:9 بعد از ظهر  توسط مسعود ضرغامیان | 

" گورْخانه "    

 

               

 

شب شروع تو است

اندوه تو

وصدای گورْخیابانها

گورْخرابه ها

گورْ چا له ها

و من

با مرده هایی انبوه

دارم به دستهای تو پناه می برم

که آسمان

جایی برای پریدن نیست

که این روزها

پشت هر پنجره

بوف کوری نشسته است

باید به یاد داشته باشم

صداها

حرفهای منند

پرندها

غصه های من

وستاره ها

اشکها

کم کم دارم از این تاریکخانه

به عکس خودم شک می کنم

که مرده ها حرف تازه ای نیستند

که دیوارهای این خانه

پر است از قاب با لبخند های طبیعی – مصنوعی

اما به شهادت نگاهها وصداهها

خزیدن با این زندگی

که لاک پشتی با من طی می کرد

راهی به جز سنگینی نداشت

می خواهم بایستم

کمی با صدای خودم حرف بزنم

بریده ام

وامشب

خونی از دهان سقف چکه خوهد کرد

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم تیر 1390ساعت 3:3 بعد از ظهر  توسط مسعود ضرغامیان | 
آنها که می دانند

فکر می کنند حق با اوست

آنها که نمی دانند

فکر می کنند حق با آنهاست

اما این طنابِ گردن گیر

بیرحم تر از آنست که به چیزی فکر کند

او تنها کار خودش را می کند

+ نوشته شده در  جمعه بیستم خرداد 1390ساعت 5:29 بعد از ظهر  توسط مسعود ضرغامیان | 

 
ششمین جشنواره شعر خوزستان با معرفی برگزیدگان بخشهای آزاد و کلاسیک عصر روز پنج شنبه 29 اردیبهشت 1390 در تالار آفتاب اهواز به کار خود پایان داد.
داوران بخش کلاسیک محمد بقالان، دکتر منوچهر جوکار و عباس عبادی
داوران بخش آزاد رضا بختیاری اصل، کوروش کرم پور و رضا حامی پور
برگزیدگان بخش کلاسیک بدون رتبه بندی عبارتند از:
منتصر درویشی از آبادان، مصطفی سمندی از رامهرمز، سیدمحمدمهدی شفیعی از اهواز، ایمان عباس پی از اهواز و محسن عبدی پور از باغملک.
برگزیدگان بخش آزاد بدون رتبه بندی عبارتند از:
اکبر آزادپور از اندیمشک، حمیدرضا اکبری از ماهشهر، سعید سروش راد از دزفول، مسعود ضرغامیان از خرمشهر و شجاع گل ملایری از مسجد سلیمان
تقدیر شدگان در بخش آزاد
فرشته اقبالی از بهبهان، امل بنی سعید رامز از ماهشهر، یاسمین رویین از اهواز
تقدیر شدگان در بخش کلاسیک
مریم السادات افروخته از اهواز، هوشنگ دیناروند از شوش و ایمان طرفه از اهواز

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم خرداد 1390ساعت 2:53 بعد از ظهر  توسط مسعود ضرغامیان | 
        نگاهی به فیلم " قوی سیاه " ساخته ی " دارِن آرنوفسکی" برنده اسکار 2011

                                                  مسعود ضرغامیان

دراین فیلم مابا دختری( ناتالی پورتمن) که رقاص سبک باله است ، روبرو می شویم . نینا که نام این دختراست ،با مادر خود زندگی می کند و مادراوکه نسبت به او حساسیت عجیبی دارد،از او می خواهد که از چارچوبی که برای آن مشخص کرده ،عدول نکند. نینا ازبرخورد مادر،نارضایتی عمیقی را حس می کند اما به دلیل تسلط مادربراو،کار چندانی نمی تواند بکند . به همین دلیل او به شخصیتی کاملا درون گرا وشکننده تبدیل شده است .که برای روبرو نشدن با مادر خود به اتاق خودش پناه می برد وپشت در چوبی می گذارد که از ورود مادر به اتاق جلوگیری کند. اتاق در اینجا همان ذهن نینا است که برای فرار کردن از واقعیتهای تلخ زندگی به آنجا پناه می برد وسعی می کند زخمهایی را که در وجود خود دارد از دیگران ومادر خود پنهان کند.

البته درفیلم مادرشخصیتی دلسوز ومهربان است وهیچ الِمانی ازخشونت دررفتار او دیده نمی شود.او معمولا همان کاری را می کند که هر مادری برای فرزندش انجام می دهد. اما دراین بین آنچه که کاملا حس می شود،خشونتی است که در لایه های زیرین فیلم احساس می شود .خشونتی که محصول زندگی

مدرن است وگویا راه گریزی ازآن نیست. آنچه که از لحاظ روانی مخاطب رابه چنین حسی نزدیک تر

می کند انتخاب موسیقی متن فیلم با فراز وفرودهایی کاملا به جاست که به نوعی سهم بزرگی از معنا مداری فیلم را به دوش می کشد .

فیلم درواقع از همان ابتدا تعارض بین آنچه که هست وآنچه باید باشد رابازگو می کند. درشروع فیلم

نینا با لباس سفید (در نقش قو) در حال رقص با قوی دیگری است که بعد ازمدتی به چنگ قوی سیاهی

می افتد. رنگ های سیاه وسفید درابتدا نشان دهنده ی تعارضی ازلی بین دو قوای خیر وشر است که

ازابتدای خلقت با انسان همراه بوده واورا به واد ی های ناشناخته ی زیادی کشانده است.

درهمین سکانس آغازین فیلم ،رنگ ، حرکت (رقص) وموسیقی برای رسانایی معنایی وحسی که در ذهن کارگردان است به خوبی انجام می شود وبه نوعی می شود گفت که عصاره ی فیلم درهمین سکانس

گنجانده شده است.

دراینجا می توان سالن تمرین رقص را جامعه ای با قراردادهایی فکری وایدئولوژیکی در نظرگرفت

که توسط یک استاد اداره می شود واین اوست که برایند تمام خطهای فکری این جامعه می شود .

یعنی به نوعی اعمال قدرت فکری برای اثبات توانایی های خود در اداره ی جامعه ی مذکورو رسیدن

به آنچه که خواست خود اوست . ازسویی دیگر رقص را می توان رفتار هنجاراین جامعه درنظرگرفت

که به سمت تکامل (قو) پیش می رود . پس نینا به عنوان فردی از افراد جامعه مواظب است که از چارچوب های وضع شده ی جامعه پا فراتر نگذارد . وآنقدرانسان ِ این جامعه درفکر وتلاش برای رسیدن به تکامل مطلوب پیش می رود که هرچیزی را که سرراه او قرار می گیرد ،ازبین می برد.

واینجا درست نقطه ی آغازخشونت است که ازپسِ رسیدن به یک خواست ِفردی –جمعی بوجود می آید.

طبیعتا فردی که دراین جامعه زندگی می کند مضطرب است وآنقدر بااین اضطراب دست وپنجه نرم

می کند که حتی بروزطبیعی ترین رفتاربرای او(به عنوان مثال رفتن با یک دوست به کلوپ های شبانه)

به مثابه ی فراروی از چارچوبهای قراردادی این جامعه است.

ازآنجایی که قراردادهای اجتماعی به شکل قانون وضع می شوند. پس بی شک به عنوان یک هنجاربرای همه لازم الاجرا می باشند.اما این لازم الاجرا بودن قانون به مفهوم مقبولیت آن برای عامه ی مردم نیست. بالطبع

خواستهای گوناگون ِ هرفرد در نقاطی با چنین قراردادهایی به تعارض می رسند . درچنین حالتی است که نوعی خواست ِ سرخورده دردرون هرفرد به وجود می آید که به دلیل نبود شرایط ِ لازم از امکان ظهورباز می مانند وسرانجام دردرون آن به شکل غده هایی(عقده های سرخورده) رشد می کنند.

نشانه های چنین تعارضی در دو محور اساسی خود را نشان می دهند. فرد با خود و فرد با جامعه.

وقتی که فرد نتواند درحصول خواستهای درونی خود به تعادل برسد یقینا در جامعه نیزبه تعادلی نخواهد رسید . که جامعه محل تحصیل خواستهای فردی است . واین تلاش برای تحصیل ِ خواستها است که پویایی جامعه را بوجود می آورد. از همین روی درهر جامعه ای به نوعی یک قدرت ِدگرگون طلب  

به صورتی اپیدمیک نهفته است که به محض حصول شرایط مورد نیازبرای ظهور، خود را به صورت

انقلابی نشان خواهد داد. ازسویی دیگروجود یک رهبردراین جامعه به صورتی است که افراد جامعه را به سمت خواست خود پیش می برد والبته برای قبولاندن ایدئولوژی خود ازقدرت خود (مقام ودانش) استفاده می کند. او به عنوان استاد رقص باله ، نقشی را برای افراد جامعه طرح ریزی کرده است وآن

را به عنوان جایگاهی که هر کسی آرزوی آن رادارد به شکل استعاری (قو) بیان می کند . این وضعیت

بصورت رقابتی درفیلم دیده می شود که هر کس برای نیل به آن جایگاه سعی می کند دیگری رااز پیش رو بردارد.

آنچه در لایه های زیرین فیلم به صورت ظریفی بیان می شود ، سوق دادن طیف عظیمی از جامعه به یک خواست است .خواستی که در درون آنها به طور نا خود اگاه به یک اتوپیا تبدیل شده است .تا جایی که به طور کامل مسخ آن خواسته می شوند. یعنی تبدیل شدن به یک قوکه توانسته است از چنگ سیاهی ها رها شده و به ابدیت بپیوندد. در حالیکه این قو ، ساخته وپرداخته ی ذهن استاد است که در ذهن آنها حلول کرده است. در صحنه هایی از این فیلم ،مسخ شدن، به زیبایی با بکار گیری تخیل وامکانات رایانه ای نشان داده می شود . بصورتی که ذهنیت کارگردان که توام با تخیل است به شکل عینی و قابل لمس

دیده می شود تا مخاطب بتواند با چنین فراروی از واقعیت ،ارتباط نزدیکی برقرار کند.

البته مضمون های مشابهی پیش از این در فیلمهای دیگری چون " گاو " ویا در داستانهایی چون "مسخ"

کافکا وجود داشته .اما آنچه این فیلم را ازما سبق آنها متمایز می کنداستفاده ی بهینه از تکنولوژی روز

دنیا در سینما ، موسیقی بسیار غنی و حساب شده وبازی بسیار خوب نینا( ناتالی پورتمن ) است ، که در انتقال حسی و معنایی فیلم بسیار تاثیر گذار بوده وبی شک این بازی مستحق اسکاراست. با تبریک به خانم ناتالی پورتمن.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اردیبهشت 1390ساعت 2:48 قبل از ظهر  توسط مسعود ضرغامیان | 
سپاسگزارم از همه ی دوستانی که با تماسها وپیامهایشان مرا درغم از دست دادن برادرم تسلی دادند ودرکنارم بودند. با امید به اینکه تمام لحظه هایتان سرشاراز شادی و کامیابی باشد .

                                                             ارادتمند شما

                                                                        مسعود ضرغامیان

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اردیبهشت 1390ساعت 0:0 قبل از ظهر  توسط مسعود ضرغامیان | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام. مسعود ضرغامیان هستم.
شاعر و مترجم

msd_zarghameyan@yahoo.com

آثار:
1-مجموعه شعر " به سه دلیل " انتشارات بوتیمار89
2- مجموعه شعر " علیه سنگ " آماده ی چاپ

پیوندهای روزانه
دو شعر از من در سایت استاد مسعود احمدی
نقد به سه دلیل در روزنامه اطلاعات
مجموعه شعر " به سه دلیل " در نگاه ِ نقد ( استاد سعید باجوند)
مجموعه شعر " به سه دلیل " در نگاه ِ نقد( لیلی مسلمی )
شعر من در سایت ادبی آدم برفی ها
شعر من در سایت ادبی صحنه ها
( فضای آنارشیستی در نقد ) مصاحبه با خبرگزاری ایسنا
زوزه های گرگی که عاشق بود در وازنا(کارگاه کارنامه )
شعرهای من در هشتاد(سایت ادبیات جوان ایران)
برگزیدگان پنجمین همایش شعر استان خوزستان
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
دی 1392
آذر 1391
تیر 1391
آبان 1390
مهر 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
شهریور 1388
تیر 1388
اسفند 1387
آبان 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
پیوندها
علی یاری
بهمن ساکی
ابوالفضل عماد آبادی
کورش کرم پور
سپنج
نشریه دیگران
میترا سرانی اصل
کوروش همه خانی
سیاوش سبزی
دکتر بهزاد خواجات
خیراله فرخی
وبلاگ های ادبی
پیاده رو
هشتاد
والس
خزه
ماندگار
لیلی صادقی
شمس آقا جانی
رضا بختیاری اصل
علی الفتی
ناهید عرجونی
سید حسن موسوی
سلمان یداللهی
احمد تمیمی
انا شکرالهی
علی کرمانی
فیروزه محمد زاده
حسین فاضلی
ابوالفضل پاشا
علیرضا شکرریز
گروس عبدالملکیان
دوماهنامه ی ادبی شمال ایران(هجوم)
سیاوش جلیلیان
عباس مولانائی
عارف عرفان
وازنا
دانوش
طیبه شنبه زاده
آفاق شوهانی
نسیم جعفری
دفتر شعر جوان
نوشتا
هزار کتاب
لیلی مسلمی
فرهاد کریمی
فرزاد آبادی
حمید امیدی(مایاماناس)
سعید باجوند
سریا داودی
داود مالکی
محسن نظارت
فرید مرادی
مهدیه زید آبادی
مقداد افراسیابی
سید حامد اساره
سایت ادبی یانوس
رامین صیاد حقیقی
داریوش معمار
لادن جمالی
شهرام بهمنی
سایت ادبی یانوس
سراب نیلوفر(سایت ادبی)
سمیرا چراغپور
ناصر ندیمی
علیرضا نوری همدانی
حسام مهدوی
مهدی شریفی
مهدی مهراد
شاعر متروکه
سطرنوشت
مرتضی خدایگان
محسن آخوندزاده
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM